جزیره
قالب وبلاگ

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری‌ست
روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
قفل
افسانه‌ای‌ست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی‌ست
تا من به خاطر آخرین شعر
رنج جست‌و‌جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه‌ای‌ست
تا کمترین سرود،
بوسه باشد .
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتی روزی که دیگر نباشم.

احمد شاملو

[ ۱۳٩۳/۸/٥ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ jazireh ]

[ ۱۳٩۳/٧/٢٤ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ jazireh ]

زنها اقیانوسی از رازها در دل دارند.

[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ jazireh ]

رهگذار عمر سیری در دیاری روشن و تاریک

رهگذار عمر راهیست بر فضایی دور یا نزدیک

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست

پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

صحبت از مهر و محبت چیست

جای آن در قلب ما خالیست

روزی انسان بنده عشق و محبت بود

جز ره مهر و وفا راهی نمی پیمود

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست

پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

کس نمی داند کدامین روز می آید

کس نمی داند کدامین روز میمیرد

[ ۱۳٩۳/٤/۱٦ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ] [ jazireh ]

یک جمله بود که پدرم همیشه می گفت:

آدم باید لیاقت داشته باشه

اونوقتها معنی این جمله را نمی فهمیدم

ولی حالا می فهمم که منظورش از این جمله چی بود

آدمها به اندازه لیاقتشون از زندگی شون بهره می برند

بله

خدا بیامرزتش ، روحش شاد

[ ۱۳٩۳/۱/۳۱ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ jazireh ]

وقتی درد داری

من هم درد دارم

وقتی غصه داری

من هم غصه دارم

وقتی شادی

من هم شادم

وقتی عشق به زندگی داری

من هم عشق به زندگی دارم

فکر نکن که فقط خودت هستی

من تمام حس تو را دارم

و شاید چند برابر تو

پس تنها نیستی و من در کنارت هستم

قلبم درد می کند

حال بگو  چرا؟؟؟؟؟؟؟

[ ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ jazireh ]

ازمن برایت چه خواهد ماند

جز خاطره؟

از من برایت جه خواهد ماند

جز درد و رنج؟

ازمن برایت جه خواهد ماند

جز گریه ها و اشک های ریخته شده؟

ازمن برایت چه خواهد ماند

جز لبخندهای زده شده؟

ولی می دانم

می دانم

بهترین خاطره از من به جا مانده

همان لبخندها و خنده های شیرینی که بر لبان می دیدی

و آن شیطنتی که همیشه در چشمانم می دیدی 

از همه ماندگار تر خواهد بود

پس دیگر خواهم خندید

تا تصویر خاطره ات زیباترین خاطره باشد.

[ ۱۳٩٢/٢/٢٥ ] [ ٥:٥۳ ‎ق.ظ ] [ jazireh ]

و این گذر زمان است

و ...

اکنون که به گذشته می نگرم

می بینم

که زمان چه زود می گذرد

انگار دیروز بود که این وبلاگ رو راه انداختم

و آن روزها کوهی از غصه بودم

جز گریه کار دیگری را نمی شناختم

و دنیا برایم به انتها رسیده بود

ولی ...

این روزها دیگر چون گذشته نیست

دیگر زندگی رنگ و بویش عوض شده

خدایا شکر

خدایا شکر

 

[ ۱۳٩٢/٢/۱۳ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ jazireh ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب

وبلاگ اسکین